ღღ♥♥ حــ ــــرفــ دلـــ ♥♥ღღ

آدمـــ هایــــ سـ ــــــاده

می دانی..؟
آدم های ِ ساده..
ساده هم عاشق می شوند..
ساده صبوری می کنند..
ساده عشق می وَرزَند..
ساده می مانند..
اما سَخت دِل می کنند..
آن وقت که دل ِ می کنند..
جان می دَهند..
سخت میشکنند..
سخت فراموش میکنند..
آدم های ِ ساده…..

 



[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 01:44 ق.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

امتحان عشق...


[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

♥♥♥


[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

♥♥♥♥♥


[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 02:11 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

دلم تنگ است...


[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

تنها گریه کردم...


بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم
من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم
انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره
ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره.


[ جمعه 5 خرداد 1391 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

دلم گرفته...


[ جمعه 5 خرداد 1391 ] [ 11:06 ق.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

بی وفایی...


[ جمعه 5 خرداد 1391 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

عاشق...

در دفتر خاطراتم نوشتم : عشق زیباست
معلم دفتر را دید و گفت : این رویاست !
گفتم : معلم تو از عشق چیزی میدانی ؟
گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست.



[ جمعه 5 خرداد 1391 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

بی تو مهتاب شبی...
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، ... شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فروریخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید، تو به من گفتی: - ” از این عشق حذر كن! لحظهای چند بر این آب نظر كن، آب، آیینه عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن! با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...“ باز گفتم كه : ” تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! “ اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب، ناله تلخی زد و بگریخت ... اشك در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید! یادم آید كه : دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم. نگسستم، نرمیدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ... بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!



[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

خسته ام...


[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

دلتنگم


[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 03:57 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

تنهایی...


[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ فــــــــــــــــــــــردین ] [ نظرات() ]

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات